X
تبلیغات
اشـــعار طنــــز فـــــارسی

اشـــعار طنــــز فـــــارسی

.

تعداد بازدید این مطلب : 145"> بازدید

سپاه غصه ها را زير كردي

                

                             تن اندوه را تسخير كردي

 

خدااجرت دهد حاجي فلاني  

          

                              كه كل گشنه ها را سير كردي !

[ 93/01/28 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 144"> بازدید

گفت نماينده ي مجلس كهاز

خوردن يارانه دهم انصراف !

 

تابسِتانند فقير و ضعيف

تاكه بگيرند «الف»،«ميم »و«كاف»!

 

گفتمش اي صاحب شاسي بلند !

اي سخنان تو گهربار و حق !

 

درعجبم از چه دهي انصراف ؟

مستحقي ،مستحقي ،مستحق !

 

مثل گذشته بنما ثبت نام

اي كه شدي حامي قشر ِ فقير!

 

گرچه پُراز ثروت و پولي ولي

لطف نكن ،حقّ خودت رابگير !

 

حق ِخودت را بستان و بخور

اي همه اموال جهان مال تو !

 

برهمه يارانه حرام است و زهر

هست حلال تو و امثال تو »!

 

[ 93/01/21 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 143"> بازدید

پدر مي گفت آه از اين گراني !

چه دشواراست اينجا زندگاني !

 

پسرجان بعدازاين با نور كافي

بيا خاموش كن لامپ اضافي !

 

نكن يك كاسه بيش از آب مصرف !

كه خواهد رفت اين يارانه از كف

 

نكن روشن دگر گاز و سماور

اجاق هيزمي داري بياور !

 

الا اي نوجوان استخواني !

بيا عادت بكن بر سخت جاني »

 

پسر از پند بابايش خروشيد

به ايشان گفت با فرياد و تهديد:

 

«دراين منزل چرا بايد خميدن ؟

بگوكه تا به كي سختي كشيدن ؟

 

تمام كار ما امساك و صبراست

ندانم خانه است اين يا كه قبر است »!

[ 93/01/14 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 142"> بازدید

عزيز ِهموطن عيدت مبارك

تنت از غصه ها آزاد باشد

 

دماغت چاق و كيفت كوك و دايم

لبت خندان ،دلت هم شاد باشد !

[ 92/12/29 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 141"> بازدید

يارانه گرفت كارمندي

گفتند :«مگير اين گناه است »!

 

رفتند و سريع قطع كردند

يارانه ي او كه اشتباه است !

 

در جنب حقوق آنچناني

يارانه ي مفتشان به راه است !

[ 92/12/22 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 140"> بازدید

يك نفر را اهل زاري ساختند

يك نفر را بهر ِ گاري ساختند !

يك نفر را بهر يا ري ساختند

هركسي را بهر كاري ساختند !

 

يك نفر را بي حيا و گنده لات !

يك نفر را توسري خور درحيات،

از براي بردباري ساختند !

هر كسي را بهر ِ كاري ساختند !

 

يك نفر را قانع و بي چون و چند !

يك نفر را تا قيامت آزمند

عاشق پوندو هزاري ساختند !

هر كسي را بهر ِ كاري ساختند !

 

يك نفررا نوكر ّ«كلثوم ننه »!

يك نفررارشوه خواروچون  كنه !

درخور ِ كاراداري ساختند !

هر كسي را بهر كاري ساختند !

 

يك نفر را باده نوش و لات و لش !

يك نفر را اهل دود و شيشه كش !

پاي بند ِ زهرماري ساختند !

هركسي را بهر ّ كاري ساختند !

 

يك نفر را باربر همچون شتر

يك نفر را تنبل و پشت موتور ،

مفتخوار و ته تغاري ساختند !

هر كسي را بهر كاري ساختند !

 

يك نفر را با خرد ،اهل شعور

يك نفر را جاهل و از عقل دور

لايق چوب و سواري ساختند !

هركسي را بهر كاري ساختند !

 

يك نفر را رند و اهل عشق و حال!

يك نفر را سيب زميني ، بي خيال!

عدل روز ِ سرشماري ساختند

هركسي را بهر ِ كاري ساختند !

 

يك نفر را مثل ما داغون و كج !

يك نفر را قاطي و دنياي لج !

يك نفر را هم قناري ساختند !

هركسي را بهر كاري ساختند !

 

[ 92/12/14 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 139"> بازدید

عمل :

اي بي خبراز علم و جهان بيني خويش

اي فكر لباس عيد و شيريني خويش !

 

هرچندكه شوهرت ندارد پولي

خواهي بروي عمل كني بيني خويش


ترك كردن :

نه فكر دلارو زير ميزي كرد يم

خورد يم نه رشوه و نه حيزي كرد يم !

 

سال نودو يك از برنج افتاديم

سال نودو دو ترك ديزي كرديم !

 

عار :

انديشه ي پول و كار مي بايد داشت

ويلا و زن و دلار مي بايد داشت

 

در خوردن رانت شير مي بايد بود

از خوردن باده عار مي بايد داشت !

 

دسته :

مي گفتپنير و بسته اش هم نرسيد

مُرغانه ي سر شكسته اش هم نرسيد !

 

رفتم كه بگيرم سبد كالا را

اي دوست به بنده دسته اش هم نرسيد »!!

[ 92/12/08 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 138"> بازدید

منابع مطلع در کره‌شمالی گفته‌اند پس از اعدام شوهر عمه‌رهبر این کشور، عملیات پاکسازی به نزدیکان وی رسیده است.

عمّه و شوهر او دركف «كيم » افتاده است

بچّه اش فاقد بابا و يتيم افتاده است !

 

مدّتي هست كه روزيّ ِ من و يارانه

دست ِدولت زكف « اوستا كريم» افتاده است !

 

رفت مردي كه بگيرد «سبدكالا »را

خورده چاقو و در آنجا به دو نيم افتاده است !

 

زحمت خوردن سهم همه و بيت المال

گردن «بابك» و ياران رجيم  افتاده است !

 

عكس آقاي فلان داخل استخر چرا

دست در گردن و آنجاي نسيم افتاده است ؟ !

 

فوتباليست كه رُخساره ي چون «زر» بود ش !

حا ليا داخل درياچه ي «سيم» افتاده است !

 

من كي ام ؟ : شخصيتي كهنه ُسرا ، تكراري

يك هنرمند اصيلي كه عقيم افتاده است !

 

دكتران درغم پولند و حكيمان ابتر !

پول در جان پزشكان و حكيم افتاده است !

 

چاپلوسي بكن اي دوست كه آقاي گدا

زده زيراب و كنون غرق نعيم افتاده است !

 

رانت خواران موفق دِ كجاييد شما ؟

دل ما ياد شما مثل قد يم افتاده است !

 

[ 92/12/01 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 137"> بازدید

رفت د زدي پشت با م ِخانه اي

ديد مردي را در آغوش ِزنش

 

مرد لخت و زن از ايشان لخت تر !

ديد ني ها داشت هر جا ي تنش !

 

دست مي زد مرد براند ام زن

با صدايي شاد و لبخندي بلند ،

 

از زنش يك ريز مي پرسيد: «هي !

اين فلان شي ء و فلان چيزت به چند ؟!

 

زن به او مي گفت با ناز و ادا :

«اين فلان نرخ آن يكي بهمان تومن » !

 

گفت تا اينكه به ايشان شوهرش :

«قيمتش چنداست آن چيز خفن »؟!!

 

 

گفت زن نرخش دو صد ميليون تومان !

گرتو خواهي بيشتر هم مي شود »!

 

دزد چون ديد اين ادا اطواررا

گفتاي ياران از اين داد و ستد ، 

 

مبلغي راهم به يك موكت دهيد !

تا دراين سرماي فقر ،ايّام ِبد ،

 

گردد از سود شما ها نو نوار !

خانه هم از لخت و عوري وارهد !

[ 92/11/24 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 136"> بازدید

من خط زده ام گذشته و حالا را

بيدارم و ترك كرده ام لالا را !

 

چشمم به دراست و شاد و خونين جگرم

تااينكه بگيرم «سبد كالا »را !

[ 92/11/16 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 135"> بازدید

تخت دوخوابه :

گران گرديده هرچيزي درايران

شلنگ و آينه تا آفتابه !

 

طلاق عاطفي بسيار و ديگر

زمُد افتاده است تخت دوخوابه !!


انسان شريف :

اگر شخصي در اين دوران عفيف است

همه گويند انساني خفيف است !

 

دله دزد و خيانت كار و پررو

كنون معناي انسان شريف است !



 

دوركاري :

گويند كه اوفتاده زندان

مشغول به امر دوركاري است

 

دارد دوهزار شركت و شخص

«بابك »كه نماد رانت خواري است !

[ 92/11/10 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 134"> بازدید

ديد روباهي پلنگي را به راه

اشك ريزان مي رود با آه و آه !

 

سينه اش چاك است تا نزديك ناف !

هست در آنجا و تنبانش شكاف !

 

گفت :« اي آقا پلنگ تيز چنگ !

از چه اي آشفته و داغان و منگ ؟

 

علت اين ظاهر نافرم چيست ؟

بر چنين احوال تو بايد گريست »!

 

گفت كه :« حيثيّتم را بُرده اند !

داخل يك كوچه خِفتم كرده اند !

 

درشبي تاريك با ظلم و ستم

شد تجاوز هم به مالم ،هم خودم !

 

دردهايم را روايت مي كنم !

مي روم اكنون شكايت مي كنم »!

 

گفت آن روباه ِ شوخ و خنده رو :

«اي پلنگ نازنين و صلح جو !

 

اي شده غارت ، شده زخمي ، دَمَر!

بازگرد و از شكايت درگذر !

 

گرچه بدبختي ّ و بدآورده اي

شكركن زيراكه اكنون زنده اي !

 

سخت باشد خِفت و بي طاقت شدن !

باتجاوز ،قتل هم غارت شدن !

 

گر تورا گرگان دريدند از عقب !

از چه غمناكي و نالان اي عجب !

 

شاخه ي بختت شكوفا مي شود

بعداازاين بخت توهم وا مي شود !

 

گرشوي در حكمت دنيا دقيق

اين سر آغازي جديداست اي رفيق !

[ 92/11/03 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 133"> بازدید

انسان مايه دار غمش فرق مي كند !

باما قيافه و شكمش فرق مي كند !

 

آن شاعري كه عاشق و آزاده زيسته است

باجيره خوارها قلمش فرق مي كند !

 

فكر قِرو فِراست زن شخص پولدار

اطوارو نازو زير و بَمَش فرق مي كند !

 

پايين شهر و تنگي آن كوچه هاش با

بالاي شهرو پيچ و خمش فرق مي كند !

 

اي دوست  چونكه دولت تدبير آمده

دزدي و رشوه دست كمش فرق مي كند !

 

دزديّ كارمند جديد اداره با

دزدان بانك ها رقمش فرق مي كند !

 

مارابه قيمت دوسه كيلو خيار داد !

آن كس كه بخشش  وكرمش فرق مي كند !


گرد و قلمبه ،مركز عشق و توجّه است !

آقاي ايكس «محترمش» فرق مي كند !

 

[ 92/10/27 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 132"> بازدید

هفته پيش پيامكي بااين مضمون براي مشتركان قزويني ارسال شده بود «چيست در زمزمه ي مبهم آب » استخر ...مخصوص بانوان افتتاح شد...

با توجه به انتخاب رندانه مصراع فوق ، شعرزيررا في البداهه سرودم. هم طنز شد هم جدي. ..

 

 «چيست درزمزمه ي مُبهم آب »؟

چيست در همهمه ي زمزم آب ؟

 

نكند عاشق و ديوانه شده ؟

چيست اي جنس مخالف غم ِ آب ؟

 

پي ِ اسرارمگو مي گردد؟

چيست در رگ رگ و پيچ و خم ِ آّب ؟!

 

تا بفهمي كه چه ها مي گويد

گوش خودرا يله كن بر دَم ِ آب !

 

آب را دربغلم مي گيرم !

دوست دارم كه شوم مَحرم آب !

 

راز «اكرم خپل » و «صغرا كلفت » !

هست در «ديسكت » و توي «رَم» ِ آب !

 

چه دل انگيز و چه شورانگيزاست

روي اندام ِ لطيفت «لم» آب !

 

سينه ات بكرترين تصويراست !

باتراويدن و با نم نم ِ آب !

 

تشنه كام است فقير و عمري است

مانده در حسرت ِ زير و بم ِ آب !

[ 92/10/26 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 131"> بازدید

گرفته بينوا «حاجي رضا» ايدز !

وايضا آدم يك لاقبا ايدز

 

سلامت هست دركشور اگركه

شده چندين برابر پس چرا ايدز ؟ !

 

چرا آن كارمند باوجاهت

شده آلوده و بيمار با ايدز ؟

 

چرا استاد كارو كارگررا

در آورده زپا همچون وبا ايدز ؟

 

به ظاهر نيست ،زير پوست شهر

حضورش مستدام است و رها ايدز !

 

چه بي رحم است و بي رحم است ،بُرده

زنان و دختران را در كُما ايدز !

 

چو طوفاني است مارادرنورديد

شده چون زلزله ،باشد بلا ايدز

 

زني بامن لوندي كرد ، گفتم

نشانه كرده اي ياران مرا ايدز !

 

زنان شاكي زمردان ،مرد از زن

هلا سكس و هلا مرگ و هلا ايدز !

 

گرفتاري ،طلاق و فقر و تزريق

همه دارند ايدز و ما «فراايدز» !

 

همه پابند اخلاقيم و مؤمن

چرا كرده است مارامبتلا ايدز ؟!

 

نرو دنبال سكس  و عشق  بازي !

نداردفعلا اي نادان دوا ايدز !

[ 92/10/19 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 130"> بازدید

زر از ما بُرد و يك جايي نهان كرد !

همان كاري كه آقاي فلان كرد !

 

حساب شخصي اش شد پُراز آنكه

در آن از پول نفت ما روان كرد !

 

چو زندان رفت شد آزاد فورا

رفيقش« لطفهاي بي كران كرد »!

 

ازاين دزدي و از اين اختلاسات

«حسن»ناليد و «حاج اكبر » فغان كرد !

 

دراين دنيا تراز اختلاسات

كهن ايران ماراقهرمان كرد !

 

به فكر سود شخصي بود كاسب

بهاراقتصادي را خزان كرد !

 

چپاول هاي دايم مردمان را

به كل بانكداري بد گمان كرد !

 

اگر گويد كسي كه نيستم دزد

بدان خر گيرت آورده ،چاخان كرد !

 

چه ظلمي كرد آن شخصي كه فورا

پنير ده تومان را صد تومان كرد !

 

بهشت نقد را شد صاحب اينجا

كسي كه اختلاسات كلان كرد !

 

فشار اقتصادي ، رشوه ،بعضي

«ژيان »كارمندان را «مگان » كرد !

 

چه معجوني است پول بي مروّت

گداي كوچه را شيرژيان كرد !

 

نباشد فايده در شعر گفتن

خوشا آن كس كه رفت و فكر نان كرد !

[ 92/10/12 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 129"> بازدید


خيابان ،چاله ، ناهموار كوچه !

بخيه خورده چون شلوار كوچه !

 

پراست از دوست دخترها ،پسرها

ز«حاجي اصغر »و«گلنار »كوچه !

 

لگدهاي فراوان خورده ازخر!

زنيسان ،كاميون ،از بار كوچه !

 

زني چاق و مسن را ديده شب ها

كه داده بوسه براغيار كوچه !

 

شده انبار توهين ، فحش دادن !

همه جا از در و د يوار ،كوچه ! 

 

شنيده باد مردان كلان را

پراست از ادكلن بازار، كوچه !

 

براي خوردن آدم نماها

دهانش گشته چون كفتار كوچه !

 

بگويد كلي اسرارمگورا

اگر روزي كند اظهاركوچه !

 

نشاش اي يار اگر شاشت گرفته !

كه بيزاراست از ادراركوچه !

 

ازاين آلودگي هاي فراوان

كشيده خويش رابر دار كوچه !

 

حضور شهرداري ،بيل ،كندن !

نمانده لحظه اي بيكار كوچه !

 

زبس كه ديده عشّاق جوان را

كند برعاشقي اصرار كوچه !

 

ديازپام خورده تا قدري بخوابد

زبس كه مانده هي بيدار كوچه !

 

شب است و من ،بدهكاري ، نداري

من و دلتنگي و سيگار ، كوچه !

 

شنيدم دردهاتي گشته شاكي

زشوراها و از دهيار ،كوچه !

 

[ 92/10/04 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 128"> بازدید

اي ايراني به تو فردا مبارك                 شب يلدا مبارك !

ورود برف با سرما مبارك                    شب يلدا مبارك !

 

بخند و كيف كن سرحال و خندان               شب يلدا دوچندان

شب شادي به تو بادا مبارك                    شب يلدا مبارك !

 

شب چله شب شعرو ترانه                    طلوع هندوانه

به تو اي خانم ،اي آقا مبارك                 شب يلدا مبارك !

 

درازي ّ شب و آغوش و گرما               به تو اي حاجي آقا

كه زن هايت شده ده تا مبارك                  شب يلدا مبارك !

 

مگو از دست خالي ، بيش و كم ها           بزن تيپا به غم ها !

مگو از روزهاي نامبارك                    شب يلدا مبارك !

 

برو و باجناقت را بغل كن !               دماغش را عمل كن !

خرش كن با دروغ و با مبارك !             شب يلدا مبارك !

 

انارو تخمه را چون غم درو كن              وَ غم هاراو ِتو كن!

به شادي ها بگو چون ما مبارك           شب يلدا مبارك !

 

بزن بر دوستان خود پيامك                  به آنها گو ي تك تك

هم از پايين هم از بالا مبارك !               شب يلدا مبارك !


رباعي يلدايي :

برتخمه و هندوانه ات دعوت كن!

بر آن لب عاشقانه ات دعوت كن !

 

آمد شب چله دست و دل بازي كن

اي دوست مرا به خانه ات دعوت كن !


[ 92/09/27 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 127"> بازدید

دراين دنياي بي سامان بشر پشم !

سواد و خواندن و شعرودگر ... پشم !

 

فقط پول است و پول است  و فقط پول

سوادوعشق و شادي و هنر پشم !

 

ندارد احترام مادرش را

براي بچه گفتار پدر پشم !

 

نصيحت  هاي آقاي معلم

براي نسل نو باشد پسر پشم

 

ندارم پول تيغ و صاف كردن

رسيده اي خلايق تاكمر پشم !

 

بيا ريش مرا بتراش حلاج !

براي آن لحاف خود ببر پشم !

 

مرا دربانك و پشت گيشه ي خود

نيارددرحساب آن شيرنر،پشم !!

 

گذشته هشت روزازماه و پولم

 كشيده ته، غذا شام و سحر پشم !

 

تصادف كردم وشد درخيابان

دوچرخم پنچرودربا سپر پشم !

 

سرودن با نوشتن :كار ِبي مزد

كتاب و شاعر والاگهر پشم !

 

ندارم چون پس اندازي پس ازاين

شب عيد و وطن گردي ، سفر، پشم !

 

وطن باشد بهشت مايه داران

صفاي ما و بي پول  ِ دَمَر پشم !

 

شنيدم سكته كردي مايه داري

كشيده ريق ِ رحمت را به سر ،پشم !

 

رضايي شعرتو : بي مزّه باشد

به پيش ِ شاعر صاحب نظر : پشم !!

[ 92/09/21 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]

تعداد بازدید این مطلب : 126"> بازدید

از آدم ِبی دین و ریاکار حذر کن !

رفتی تو اگر جانب بازار حذرکن !

 

چشم همه دنبال ِتو و رقص کفل هاست !

قربان ِتو از تنگی شلوار حذر کن !

 

قربانی ِخودسازد واهداف ِکثیفش !

ازشخص ِشکمباره و پروار حذرکن !

 

برنیش و دُمَش بوسه مَزَن داخل ِ بستر

صدبار به تو گفته ام از مار حذر کن !

 

یاراست که آخر بکند مُشت تورا باز

اسرارخودت حفظ کن ،از یار حذر کن !

 

هم کاسه ی انسان ِ فرومایه نگردی

از شخص فرومایه و بی عار حذر کن !

 

ریزد به تو در طی ّزمان زهر ِ خودش را

هی بوسه مَزَن برلب سیگار حذر کن !

 

اینقدر مگو آخ و مکن اوخ پسرجان  !

هنگام بغل کردن دیوار حذر کن !

 

خواهی نشوی جن زده، بیمار روانی

از دوستی ِ آدم بیمار حذر کن !

 

مهمان چوشدی گاو مشو در سر سفره !

از سرزنش همسرو اغیار حذر کن !

 

چون باغ ِ هلو دیدی وتحریک نمودت

هی!خر مشواز عاقبت کار حذر کن !

 

از آدم بنگاهی و دلال جماعت

ای شخص فروشنده ،خریدار حذر کن !

[ 92/09/14 ] [ ] [ عليرضا رضايي ]

[ ]